با سرعت به سمت پرتگاه می دوم. یا شاید هم زمین خود را زیر پایم می دواند. فقط با چشمان بسته بال هایم را گشوده ام. نور و تاریکی مدت هاست گم شده اند. حتی نمی دانم قرعه به نام سقوط می افتد یا پرواز. صرفا پایان را در آغوش می کشم.
با امید.
برچسب:
نویسنده: هستی اکبریپور
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 22:38